براي گريز از نگاه هايي كه پرسه مي زنند در تنهايي ذهنم
۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سهشنبه
آغاز كلام
دوست دارم كسي نشناسدم و بنويسم ، بي هراسي از سؤال و جواب. بي خيال از اينكه كسي بپرسد چرا؟ تو ديگر چرا؟
اميدوارم اينجا ديگر جايي باشد براي برون ريزي همه آنچه كه جانم را مي خلد و يادگارش تا هميشه مي ماند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر