۱۳۸۹ دی ۵, یکشنبه

گاهي وقتا دلت واسه اش تنگ ميشه و كاري از دستت بر نم آد اونوقت مثلا چه كار مي توني انجام بدي؟ مي خواهي چيزي واقعي تر از خيال اينكه اگه الان بود چه مي كرد و چه مي گفت باشه. مي خواي بهش بگي چه فكرا و كاراي جديدي انجام دادي؛ از حس و حال روزهات؛ از فيلم هايي كه ديدي و كتابايي كه تازگي خووندي؛ لااقل از اين سرفه هاي مداوم اين روزها و بيماري كه از تنت بيرون نميره؛ از امروز ساعت 4 كه از فشار فكر اع.دا.مي در سنندج داشتي خفه ميشدي از سرفه.

به جاي همه اين كارهايي كه فقط تو خياله و واقعي نيست اسمت رو تو گوگل سرچ مي كنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر